آدرس: تجریش - میدان قدس - خیابان دربند - پ 49 - واحد 5

تلفن: 22716955 - 22716935

 

کلیک کنید

عدم کارآیی درمان اجباری اعتیاد

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

مصاحبه با روزنامه ایران درمورد کارآیی مراکز درمان اعتیاد اجباری - ماده ۱۶
بیست و یکم اردیبهشت ۹۵

(بخش‌هایی از این مصاحبه در روزنامه چاپ نشده‌است)

(تصویر قدیمی و مربوط به چند سال پیش است و از خبرگزاری فارس برداشته‌شده‌است)

س: آیا درمان‌های اجباری با مدل ماده ۱۶ می‌توانند در کنترل اعتیاد کمک‌کننده باشند؟

ج: اجازه بدهید پیش از ورود به بحث ماده ۱۶ چند تعریف طبی را خدمتتان عرض کنم، چون با توجه به این‌که اعتیاد را یک بیماری می‌دانیم و بر مداخلاتی که انجام می‌دهیم نام درمان می‌گذاریم، لازم است که تعاریف پایه طبی را نیز بدانیم و متناسب با این تعاریف رفتار کنیم.
در طب به مداخله‌ای «درمان» گفته می‌شود که برای کنترل یا کاهش عارضه‌ای مشخص طراحی شده‌باشد، اثربخشی و موفقیت آن در مطالعات بالینی مختلف به‌اثبات رسیده‌باشد، عوارض و مرگ‌و‌میر آن نسبت به فواید آن به‌طور معناداری کم‌تر و در حد قابل قبول باشد و امکان پایش و ارزیابی را در هر زمان داشته‌باشد.
تنها چنین مداخلاتی را می‌توان اطلاق «درمان» کرد و چنان‌چه هر یک از ویژگی‌های فوق در مداخله‌ای وجود نداشته‌باشد، نمی‌توان آن را «درمان» نامید. در کنار آن برای ارائه و طراحی رویکردهای مختلف درمانی باید اصول و قواعد اخلاقی پایه و عام را درنظر داشت و آن‌ها را رعایت نمود. مهم‌ترین این اصول احترام به انسان‌ها و درنظر گرفتن منافع جامعه است. بر پایه توجه به این دو اصل، آزادی انتخاب و اختیار درمان به‌طور کامل به بیمار سپرده‌می‌شود و درمان‌های اجباری جز در موارد محدودی که بیمار برای خود یا دیگران خطر مستقیم جانی ایجاد می‌کند (مانند بیمارانی که افکار خودکشی جدی داند)، توجیهی ندارد و نیز با درنظر گرفتن منافع جامعه درمان‌هایی که هزینه‌ی کمتری را به جامعه تحمیل می‌کنند و اثربخشی و موفقیت کافی دارند را نباید با مداخلات پرهزینه و با اثربخشی مشابه (یا حتی کم‌تر) جایگزین کرد.
با این مقدمه اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ بدهم، حتمن خواهم گفت که از نظر من مداخلات ماده ۱۶ هیچ‌یک از ویژگی‌های برشمرده‌ی فوق را ندارند.
نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا موفقیتی در درمان‌های اجباری با این شکل دیده‌نشده‌است. عوارض جسمی و روانی و مرگ‌ومیر این مداخلات به‌نظر بالاتر از حد قابل قبول و استاندارد است. امکان پایش و نظارت بر این مدل مداخله از سوی کارشناسان مستقل و پژوهش‌گران تا کنون وجود نداشته‌است. اصل آزادی انتخاب و اختیار در درمان به‌طور کامل نادیده‌گرفته‌شده‌است و در نهایت این‌ها مداخلاتی بسیار پرهزینه‌اند که جایگزین روش‌های ارزان‌تر و در دسترس‌تر و موفق‌تر می‌شوند.

س: آیا واقعن درمان ماده ۱۶ پرهزینه است؟
ج: من اشراف کامل به مسائل اقتصادی ندارم. ولی وقتی خبرها و رسانه‌ها را دنبال می‌کنید، به‌نظر می‌رسد که هزینه زیادی در مراکزی مشابه مرکز شفق صورت گرفته‌است. خبرها دلالت بر این داشتند که چند میلیارد تومان فقط هزینه بازسازی و تجهیز این مرکز بوده‌است که با توجه به این‌که در طی یک دهه گذشته این سومین یا چهارمین باری است که این هزینه انجام می‌شود، می‌توان تخمین زد که این هزینه نیز در دو یا سه سال اسقاط خواهد شد. به این هزینه ارزش اجاره ملک، هزینه‌های جاری و هزینه‌ی درمان را بیافزایید تا ببینید چه سرمایه‌ای برای این طرح هزینه شده‌است. و درنظر داشته‌باشید و مقایسه کنید که کل بودجه تعریف‌شده برای بیمه معتادان تا سال گذشته تنها ۳۰ میلیارد تومان بوده‌است که شاید همان هم به‌طور کامل محقق نشده‌باشد.

س: ولی جمع‌آوری معتادانی که ظاهر شهر را تغییر می‌دهند، مطالبه مردم است و باید کاری برای آن انجام داد.
ج: فکر نمی‌کنم «جمع‌آوری» مطالبه مردم باشد. مطالبه مردم ایجاد ظاهری آراسته و پاکیزه و امن برای شهر است، و این مسئولین هستند که برای پاسخ به این مطالبه باید راه حل‌های مختلف را بررسی کنند و بهترین را انتخاب کنند و در بین این راه حل‌ها به جمع‌آوری رسیده‌اند. در واقع اگر رسانه‌ها تلاش کنند که با نظرخواهی از کارشناسان سایر راه‌حل‌های ممکن را نیز به مردم معرفی کنند، آن‌گاه مردم نیز از راه‌های انسانی‌تر و موفق‌تر استقبال خواهند کرد.
به قول یکی از همکاران، جمع‌آوری برای پاسخ به این مطالبه مانند این است که برای ریشه‌کن کردن فقر، فقرا را جمع‌آوری کنیم و برای مدتی از جلوی دید مردم دور کنیم.
کاملن قابل انتظار است و تجربه نیز نشان می‌دهد که اکثر کسانی که به این شیوه جمع‌آوری می‌شوند، پس از مدتی در نقاط دیگر شهر پخش می‌شوند، بدون این‌که تغییری در آسیب‌ها و رفتارهای آن‌ها اتفاق افتاده‌باشد.

س: یعنی باید حضور معتادان کارتن خواب را بپذیریم و هیچ کاری نکنیم؟
ج: باید بپذیریم که اعتیاد، کارتن‌خوابی و … مثل خیلی از آسیب‌های اجتماعی دیگر بخشی از واقعیات جامعه‌ی ما هستند، ولی این پذیرش به‌معنای آن نیست که کاری نکنیم. اتفاقن باید خیلی کار کنیم ولی کارهایی که معطوف به هدف‌های مشخص هستند و مؤثر باشند. قوانین مبارزه با مواد مخدر در کشور ما در قیاس با خیلی از کشورها قوانینی پیشرو و مترقی هستند. کافی است همه به روح قانون توجه کنند و به اجرای آن اهتمام ورزند.
در قانون صراحت شده‌است که پیش از و بیش از استفاده از رویکردهای اجباری ماده ۱۶، باید به توسعه و استفاده از آن‌چه در ماده ۱۵ آمده‌است توجه کرد. توسعه و حمایت از مراکز ماده ۱۵، توسعه خدمات کاهش آسیب در کشور که تا چند سال پیش الگوی بسیاری از کشورها بوده‌است، توجه به مسئله‌ی مهم بیمه درمانی معتادان و … مواردی هستند که قانون بر اجرای آن‌ها صراحت دارد و تنها کافی است که عزمی جدی برای بازگشت به سطور همین قانون موجود شکل گیرد تا پاسخ و راهکار بسیاری از مشکلات فعلی را بیابیم.

س: با این اوصاف آیا تجربه شفق را در ماه‌های اخیر تجربه‌ای موفق می‌دانید؟
ج: کاملن واضح است که شخصن خیلی خوش‌بین به نتایج چنین مداخلاتی نیستم. کافی است اخبار مرتبط با این مراکز را دنبال کنید. با تبلیغ و هیاهوی فراوان صحبت از مرکزی شد که قرار است مشکل بزرگ زنان معتاد متجاهر تهران را حل کند و تنها پس از یک دوره و جمع‌آوری تنها ۴۰۰ نفر گفته‌شد که دیگر معتاد زن متجاهری در تهران وجود ندارد. البته این خبر بسیار خوبی است ولی آیا پیش از آن هیچ ارزیابی و پیش‌بینی از تعداد زنان معتاد متجاهر وجود نداشته‌است که بر مبنای آن برنامه‌ریزی شود و یا این‌که از ابتدا هم قرار بوده بازدهی این هزینه‌ی زیاد تنها محدود به همین تعداد محدود شود؟
و یا گفته‌می‌شود که آن‌چه که به‌عنوان خدمات توان‌بخشی پس از ترخیص تعریف شده‌بوده‌است، در فلسفه و تعریف و اجرا تناقض و تفاوت واضحی با آن‌چه در شفق تعریف شده‌بود دارد، به‌گونه‌ای که ظاهرن قرار بوده در شفق مراجعین با مدل طبی و دارویی تحت درمان قرار گیرند و در پایان به مراکز بهاران ارجاع شوند، بدون این که به این موضوع مهم توجه شده‌باشد که مراکز بهاران در تعریف، ساختار خود را برای ارائه خدمت به مدل‌های پرهیزمدار و غیردارویی بنا نهاده‌اند. فارغ از این که کدام نگاه درست است و آیا رویکردهای دارویی و پرهیزمدار برتری‌هایی بر یک‌دیگر دارند یا خیر، در حال حاضر با بیمارانی روبرو هستیم که هرچند به‌اجبار، وارد درمان دارویی شده‌اند، ولی اگر بخواهند از خدمات توان‌بخشی استفاده‌کنند (که قرار بوده‌است بتوانند به‌راحتی این کار را انجام دهند) باید حالا و پیش از این که دوره‌ی درمان دارویی آن‌ها تکمیل شده‌باشد، باز به‌اجبار درمان دارویی خود را قطع کنند.
یعنی یک بار به‌اجبار به آن‌ها دارو داده‌ایم، حالا و پیش از تکمیل دوره‌ی درمان دارویی، به‌اجبار داروی آن‌ها را قطع می‌کنیم.
این‌ها از عجایبی است که در این برنامه دیده‌می‌شود و به‌راحتی این را به ذهن متبادر می‌کند که حتی در طراحی همین مدل هم مطالعه و هماهنگی کافی صورت نگرفته‌است.

متن مصاحبه چاپ شده در روزنامه ایران

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد

اخبار و تازه‌ها