آدرس: تجریش - میدان قدس - خیابان دربند - پ 49 - واحد 5

تلفن: 22716955 - 22716935

 

کلیک کنید

سوگ

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

سوگ

 

همه ما دوران پس از دست دادن يكي از عزيزانمان را به خاطر داريم. حالات غمگيني كه مدتي طول مي كشد و سپس از بين مي رود.

اين كه سوگ چيست و مراحل طبيعي آن را چگونه از مراحل غير طبيعي جدا كنيم و چه كنيم كه سوگ طولاني و غير طبيعي نشود، بحث این مقاله است.


 

سوگ احساس غم و رفتارهاي همراه آن مثل گريه كردن است كه به دنبال از دست دادن چيزي يا كسي رخ مي دهد و هر چند در بيشتر موارد به دنبال مرگ عزيزي رخ مي دهد، هميشه چنين نيست؛ به عنوان مثال كسي كه ارتباط عاطفي عميقي  با كسي داشته و اين ارتباط به طور ناگهاني و بدون دليل قابل قبول قطع مي شود، منجر به سوگ مي گردد.

 

واكنش هايي كه فرد به دنبال از دست دادن كسي يا چيزي خواهد داشت، بستگي به عوامل متعددي دارد؛ مثل ويژگي هاي شخصيتي فرد، تجربيات گذشته، سابقه اختلالات روان پزشكي، اهميت فرد از دست رفته و نوع ارتباط او با فرد سوگوار، وضعيت سلامت جسماني و شغلي فرد.

اما آنچه مشخص است كه فردي كه كسي را از دست مي دهد به طور طبيعي واكنش هايي خواهد داشت كه شامل موارد زير است:

1)      مرحله شوك يا انكار،

2) مرحله غمگيني و ناراحتي،

3) بهبود

در مرحله شوك يا انكار كه از چند دقيقه تا چند هفته ممكن است به طول انجامد،  شخص در يك بي تفاوتي عاطفي قرار دارد و باور ندارد كسي را از دست داده است. جمع شدن دوستان و شروع مراسم عزاداري به درك اين موضوع كمك مي كند. شخص در مرحله انكار سعي مي كند به دنبال فرد متوفي بگردد و نذر مي كند اگر اتفاق بدي نيفتاده باشد كاري براي رضاي خدا انجام دهد.

پس از آن كه فرد رفته رفته مرگ عزيزش را پذيرفت، مرحله دوم شروع مي گردد. فرد متوجه مي شود كوشش براي يافتن عزيزش بي ثمر است. در اين مرحله كه ممكن است هفته ها تا ماهها به طول انجامد،  علايم مختلفي رخ مي دهد. يكي از اينها علايم جسماني است که ممكن است بين 20 دقيقه تا يك ساعت ادامه يابد و در آن فرد احساس بغض و فشا ر عصبي شديد دارد و از آن جا كه اين افراد هنگام ديدن دوستان دچار تشديد اين علايم مي شوند، ترجيح مي دهند با گوشه گيري، از جمع دوري كنند. از علايم ديگر در اين مرحله احساس گناه است، كه فرد افسوس مي خورد چرا بيشتر به فرد متوفي توجه نكرده و براي او تلاشي بيشتر انجام نداده است. عصبانيت و خشم از خود يا از فرد متوفي دوستان و آشنايان خانواده و پزشك فرد متوفي و حتي خدا از ديگر علايم اين مرحله است  كه می تواند به طور طبيعي رخ دهد. اين علايم ممكن است  باعث  بي قراري،  احساس تنهايي و نداشتن انگيزه براي انجام كارهاي روزمره ی شخص شود.

فرد سوگوار ممكن است در اين مرحله رفتار يا لباس پوشيدن هاي فرد متوفي را تقليد كند؛ كه اگر طولاني نشود، غير طبيعي نيست.

همان طوري كه در بالا اشاره شد؛ اين مرحله ممكن است مدتي طول بكشد، اما به تدريج فرد به وضعيت طبيعي خود بر مي گردد، به طوري كه در مرحله آخر فرد به فعاليت طبيعي خود بر مي گردد و با آن كه در فكر فرد متوفي است، اما آنها را بخشي از زندگي خود قرا ر مي دهد كه در كنار ساير مسائل زندگي به آن مي پردازد.

فرد بايد پس از مدت زماني قادر باشد به حالت طبيعي خود برگردد، كه طول اين مدت گاه حداكثر تا  6 ماه اشاره شده است. هر چند ممكن است فرد حتي در زمانهايي به دنبال شنيدن اسم فرد متوفي يا ديدن عكس او در جايي غير از منزل يا رفتن به جاهايي كه خاطراتي خوش با فرد متوفي داشته است، غمگين شده و گريه كند؛ اما مدت زمان غمگيني كوتاه است و پس از آن فرد به حالت طبيعي برمي  گردد. پس برطرف شدن سوگ و ناراحتي ناشي از دست دادن فرد به منزله ی  آن نيست كه كاملاً از ذهن او پاك شود بلكه جزيي از زندگي فرد شده اما در حاشيه ی  زندگي اوست.

هر چند در شرايطي مثل سالگرد ممكن است بسياري از علايم تشديد شود، اين حالات در سالهاي بعدي به تدريج كمتر و كمتر خواهد شد.

اين مراحل در كودكان نيز تقريباً مشابه بزرگسالان رخ مي دهد و شدت آن ممكن است متفاوت باشد.

از نكات مهمي كه بايد در مواجهه با فردي كه در حالت سوگ است توجه كرد، شرايطي است كه در صورت بروز آن بايد اقدامات درماني سريعي براي وي انجام شود؛ مانند : طولاني شدن سوگ بيشتر از 6 ماه، شروع سوگ با تأخير (يعني فرد در روزهاي اول هيچ گونه واكنشي نشان نمي دهد و پس از گذشت چندين روز شروع به سوگواري مي كند)، فكر خودكشي يا اقدام به آن، كندي شديد در انجام كارها از سوي كسي كه به طور غيرطبيعي خود را مقصر اصلي مرگ متوفي مي داند، غذا نخوردن، و رفتارهايي به صورت نگاه داشتن تمام وسايل فرد متوفي به صورت دست نخورده براي مدت طولاني به طوري كه به كسي اجازه وارد شدن به اتاق فرد متوفي را نمي دهند. حدود 25 – 10 درصد افراد سوگوار ممكن است دچار حملات فوق به ويژه افسردگي شديد شوند، كه درمان آنها الزامي است اما مي توان تا حدي جلوي به وجود آمدن شرايط فوق را گرفت.

براي كمك به رفع اين مشكل شركت بازماندگان در مراسم تشييع جنازه و بويژه در مراسم يادبود (سوم، هفتم، چهلم)، حضور بر مزار فرد متوفي و اجازه دادن به بازماندگان براي بيان احساسات خود به صورت گريه كردن توصیه می شود؛ كه متأسفانه در بعضي موارد خانواده ها با عنوان اين كه متوفي از گريه هاي شما ناراحت مي شود، باعث توقف تخليه هيجاني مي شوند و شرايط را براي ابتلاي فرد به مشكلات مختلف رواني در آينده بيشتر مي كنند. دوستان و اقوام در كنار افراد سوگوار با ذكر صفات مثبت و تجربيات شيرين خود با متوفي مي توانند به تخليه هيجانات كمك كنند.

درباره كودكان، توصيه مي شود فرد يا افرادي را به عنوان جايگزين والدين از دست رفته مشخص كنند تا از تشديد حالات رواني در كودكان كه به اين استرس حساس هستند، جلوگيري شود.

در هر حال بايد توجه داشت راه مقابله با عوارض مرگ با توجه به متفاوت بودن ويژگيهاي افراد نياز به مشاوره با متخصصان را ايجاب مي كند تا با برخورد حرفه اي از طولاني شدن و تشديد آن جلوگيري شود.

اخبار و تازه‌ها