آدرس: تجریش - میدان قدس - خیابان دربند - پ 49 - واحد 5

تلفن: 22716955 - 22716935

 

کلیک کنید

افسردگي بيماري است يا واكنش؟

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

آيا تا به حال احساس افسردگي كرده ايد؟

چه حالتي داشته ايد؟

حتماً حوصله ی هيچ كس و هيچ چيز را نداشته ايد، غذا هم كه نمي خورديد، شايد تمام روز را در رختخواب خود سپري كرده ايد، اصلاً شايد اين فكر هم ذهنتان رسيده باشد كه اي كاش از اين زندگي لعنتي راحت مي شديد؟

اين حالات تا چه حد زندگي شما را تحت تأثير قرار داد؟

فكر مي كنيد چرا اين طور شد؟

 

حتماً پاسخ تعدادي از افراد به اين سؤال مثبت است، ولي ممكن است بعضي افراد نيز قادر به شناخت و تشخيص افسردگي در خود نباشند. يكي از عواملي كه باعث مي شود افراد نتوانند احساس افسردگي را در خود تشخيص دهند، اين است كه بيشتر وقتها آن را با احساس غمگيني معمولي اشتباه مي كنند.

براي هركس موقيعت هايي پيش مي آيد كه باعث غمگيني و ناراحتی او مي شوند. غمگيني يعني نارضايتي يا نوع ناخشنودي از زندگي، به خصوص وقتي كارها خوب پيش نمي رود. در واقع احساس غمگيني،  نوعي واكنش نسبت به شرايط نامناسب زندگي است که معمولاً موقتي و گذراست و اختلال شديدي در زندگي فرد، روابطش با ديگران و عملكردش ايجاد نمي كند. اما بيماري افسردگي، نوعي اختلال، شبيه به خيلي از بيماري هاي ديگر مثل آسم ، فشار خون، ديابت و . . .  است كه معمولاً  در اثر تركيبي از عوامل زيست شناختي (مثل استعداد ژنتيكي)، عوامل روان شناختي (نوع شخصيت افراد)،  و عوامل اجتماعي (انواع محروميت ها) به وجود مي آيد و منجر به احساس رنج شديد رواني و افت عملكرد فرد مي شود.

نكته ديگري كه باعث غفلت در توجه به افسردگي مي شود اين است كه اكثر ما فرد افسرده را كسي تصور مي كنيم كه كم سخن مي گويد، در خود فرو رفته است، از اجتماع و معاشرت گريزان است، و بسيار گريه مي كند.گرچه اين علايم در بسياري از انواع افسردگي ديده مي شود، در واقع افسردگی نوعی بیماری هزار چهره است و در سنین و شرایط گوناگون، به اشکال مختلف بروز می کند.

شير خواران و كودكان بسيار كم سن و سال، افسردگي شان را به شكل رشد نكردن و وزن نگرفتن نشان مي دهند. كودكان دبستاني دچار افت تحصيلي، ترسهاي زياد، و وابستگي هاي بيش از حد به والدين مي شوند. نوجوانان افسرده را پرخاشگر، عصبي، طغيان گر و متمايل به مصرف مواد مي بينيم. بالاخره سالمندان دچار افسردگي از فراموشي و اختلال حافظه شاكي هستند. ولي خيلي وقت ها هم اصلاً  افسردگي با علايم ذهني و رواني ظاهر نمي شود، بلكه اين جسم است كه زبان اين روان رنجور مي شود.

بسياري از افراد افسرده قبل از اين كه بيماري شان تشخيص داده شود نا مدتها به پزشكان گوناگون مراجعه مي كنند و تحت بررسي هاي متعددي قرار مي گيرند، زيرا مشكل و آنچه باعث آزار و ناراحتي آنان شده نه احساس غم و اندوه و لذت نبردن از زندگي، بلكه احساس سردرد، احساس خستگي دائمي، سوهاضمه، اسهال يا يبوست، بي اشتهايي،كم خوابي، عدم تمايل جنسي و اين گونه مشكلات جسماني بوده است.  معمولاً  اين افراد حتي وجود افسردگي را هم در خود انكار مي كنند يا آن را ناشي از مشكلات جسمي خود مي دانند و مثلاً  مي گويند مگر مي شود آدمي كه هر روز سر درد دارد يا شبها خوب خوابش نمي برد روز بعدش سرحال و شاد باشد؟ خيلي از اين افراد افسردگي را در خود انكار كرده و آن را به شكل هاي ديگري غير از خود افسردگي ابراز مي كنند. آنها از مراجعه به پزشك  ابا  داردند، به اين خاطر كه از اعتراف به افسرده بودن احساس شرم يا گناه مي كنند و نگران هستند كه مورد سرزنش ديگران واقع شدند.

بايد دانست «بيماري افسردگي» چيزي نيست كه فرد به خاطر داشتن آن بايد خود را سرزنش كند، زيرا معمولاً اين ناشي از شرايط و تغييراتي در مغز و دستگاه عصبي بيمار است كه اختيار آن به دست خودش نيست.  سرزنش و تحقير بيمار  افسرده جه از سوي خودش و چه از طرف اطرافيان نه تنها انگيزه او براي بهبود را بهتر نمي كند، بلكه هر چه بيشتر وي را به طرف بي تصميمي،  بي ارادگي و نا اميدي سوق مي دهد. فرد در درجه اول بايستي وجود اين بيمار را در خود بپذيرددر عين حال خانواده نيز بايد بدخلقي ها و بي حوصلگی هاي او را تحمل و وي را به پيگيري درمان تشويق كنند و هرگونه بهبود ولو جزيي و مختصر را مهم بدانند و آن را به بيمارشان ياد آوري كنند تا او بتواند بر اين بيماري نا خوشايند ولي قابل علاج غلبه كند.

اخبار و تازه‌ها