آدرس: تجریش - میدان قدس - خیابان دربند - پ 49 - واحد 5

تلفن: 22716955

 

کلیک کنید

روان درمانی شناختی - رفتاری در افسردگی

میانگین امتیار کاربران: / 8
ضعیفعالی 

افسردگي چيست؟

افسردگي نشانه‌هاي مختلفی دارد؛ مثل از دست دادن انرژي، از دست دادن  علاقه به فعاليت‌ها و زندگي، غمگيني، فقدان اشتها، كاهش يا افزايش وزن، اشكال در تمركز، خود ملامت گري، احساس نااميدي، شكايت‌هاي جسماني، دوري‌گزيني از ديگران، تحريك‌پذيري،  مشكل در تصميم گيري، و افكار خودكشي. بسياري از افراد افسرده، احساس اضطراب نيز مي‌كنند. آنها غالباً نگران هستند؛ حالت تهوع، سرگيجه و گاهي گرگرفتگي، تاري ديد،  تپش قلب و تعريق را تجربه می‌کنند.

 

شدت افسردگي از نظر باليني از خفيف تا شديد تغيير مي‌كند. براي مثال، برخي افراد از تعداد اندكي نشانه‌هاي گاه و بي‌گاه افسردگي شكايت دارند، درحالي‌كه افراد ديگر، كه از افسردگي شديد رنج مي‌برند، ممكن است نشانه‌هاي متعددی  به صورت متناوب و طولاني مدت و كاملاً آزار دهنده داشته باشند. افسردگي باليني مشابه سوگ، پس از فقدان يك عزيز از دست رفته، جدايي يا طلاق  نيست.

احساس غمگيني، تهي بودن، انرژي پايين و فقدان علاقه در طي سوگواري، طبيعي محسوب مي‌شوند؛ خشم و اضطراب نيز ممكن است در فرايند طبيعي سوگ ديده شود. افسردگي باليني با سوگواري طبيعي متفاوت است، به طوري كه ممكن است بدون وجود يك فقدان واضح نيز افسردگي باليني رخ دهد. به علاوه افسردگي مي‌تواند طولاني‌تر از سوگواري و همراه با احساس خود ملامت‌گري، نااميدي و يأس باشد.

بسيار غير معمول است كه فردي بگويد كه هيچ‌گاه  «افسرده»  نبوده است.  نوسانات خلقي طبيعي هستند و به ما كمك مي‌كنند متوجه شويم كه در زندگي ما چيزي فراموش شده است، تا شايد ما تغييري در وضع خودمان بدهيم؛ ولي افسردگي باليني بدتر از نوسانات ساده‌ی خلقي است. از آنجا كه درجات متفاوتي از افسردگي وجود دارد،  بيماران به شدت افسرده، درخواست چندين درمان را به طور تركيبي دارند.

چه كسي افسرده مي‌شود؟

افسردگي چيزي نيست كه براي افراد «غير عادي» اتفاق بيافتد. بلکه همه‌جا و برای همه کس محتمل است. در كنار اضطراب (كه شايع‌تر از افسردگي است)،  افسردگي سرماخوردگي مشكلات هيجاني ناميده مي‌شود. هرساله، تعداد زيادي از افراد از افسردگي اساسي رنج مي‌برند. 25%  زنان و 12%  مردان،  دوره‌هايي از افسردگي اساسي را در طول زندگي خود تجربه مي‌كنند. احتمال بازگشت و عود يك دوره از بيماري، پس از دوره اول نيز بالاست. علت تفاوت شيوع افسردگي در دو جنس، به‌طور كامل مشخص نيست. دلايل احتمالي ممكن است، اين باشد كه خانم‌ها بيشتر تمايل به ابراز احساس غمگيني و خود ملامت‌گري دارند، در حالي كه آقايان ممكن است افسردگي خود را در پس مسايل ديگر نظير سوء مصرف الكل و دارو پنهان كنند. به علاوه، خانم‌ها اغلب از سنين پايين مي‌آموزند كه وابسته و درمانده باشند. هم چنين خانم‌ها پاداش و تقويت كمتري در مقايسه با آقايان دريافت مي‌كنند و پيشرفت‌هاي آنها چندان به چشم نمی‌آید.

علل افسردگي چيست؟

هيچ علت واضحي براي افسردگي وجود ندارد. ما افسردگي را «چند وجهي» در نظر مي‌گيريم، به‌طوري كه عوامل متعددي مي‌توانند باعث آن شوند.  اين عوامل مي‌توانند بيوشيميايي، بين‌فردي، رفتاري و شناختي باشند. افسردگي مي‌تواند در بعضي از افراد تحت تأثير يك دسته از اين عوامل ايجاد شود، ولي به طور معمول‌تر علت آن مجموعه‌اي از تمام اين عوامل مي‌باشد.  عوامل بيوشيميايي، شامل استعداد ژنتيكي خانوادگي و وضعيت بيوشيميايي مغز شما در حال حاضر است.  تعارضات و فقدان‌هايي در روابط بين‌فردي، مي‌توانند عامل افسردگي باشند، همان گونه كه عوامل رفتاری نظير افزايش تنش و استرس و كاهش تجارب مثبت و لذت بخش نيز مي‌توانند باعث بروز افسردگي شوند. عوامل شناختي مؤثر در افسردگي، روش‌هاي انحرافي و غير انطباقي تفكر است. در اين‌جا عوامل رفتاري و شناختي را با جزئيات نسبتاً بيشتري توضيح مي‌دهيم.

 


 

چگونه رفتار بر ايجاد افسردگي تأثير مي‌گذارد؟

در زير فهرست عوامل رفتاري دخيل در افسردگي را مرور مي‌كنيم:

1-  فقدان پاداش. آيا اخيراً در زندگي خود، يك فقدان مشخص را تجربه كرده‌ايد؟ براي مثال؛ از دست دادن شغل، يك رابطه‌ي دوستا‌نه يا صميمانه.  شواهد پژوهشي فراواني موجود است كه افرادي كه از تنش‌هاي بيشتري در زندگي خود رنج مي‌برند، بيشتر افسرده مي‌شوند؛ به‌ويژه اگر از تدابير  مقابله‌اي  مناسب استفا‌ده نكنند.

2- كاهش رفتار‌هاي پاداش دهنده.  آيا در مقايسه با گذشته،  فعا ليت‌هاي پاداش بخش كمتري انجام مي‌دهيد؟ افسردگي با بي‌فعاليتي و گوشه‌گيري مشخص مي‌شود. براي مثال؛ افراد افسرده عنوان مي‌كنند كه ز‌مان زيادي را به رفتار‌هاي منفعلا‌نه و غيرپاداش بخش،  نظير تماشاي تلويزيون،  دراز كشيدن در بستر،  فكر كردن به مشكلات،  و شكايت بردن به دوستان مي‌گذرانند.

آنها زمان كمتري را صرف رفتارهاي چا لش برانگيز و پاداش بخش نظير تعاملات اجتماعي،  ورزش ، انجام كارهاي خلاقانه،  يادگيري و كارهاي مولد و ثمر بخش مي‌كنند.

3- فقدان تشويق خود.  بسياري از افراد افسرده در پاداش دادن به  رفتارهاي مثبت خود ناكام هستند.  براي مثال؛ آ نها به‌ندرت خودشان را تحسين مي‌كنند و يا در مورد خرج كردن پول براي خودشان ترديد دارند.  در بسياري از مواقع افراد افسرده فكر مي‌كنند كه بي ارزش‌تر از آن هستند، كه خود را تحسين كنند.  برخي از افراد افسرده نيز تصور مي‌كنند اگر خود را تحسين كنند،  تنبل مي‌شوند و در سطحي پايين باقي مي‌مانند.

4- نقايص مهارتي. اگر كمبودي در مهارت‌هاي اجتماعي يا مهارت‌هاي حل مسئله داريد، بدانيد  افراد افسرده در ابراز جر‌أتمندانه‌ی خود، نگه داشتن دوستي‌ها يا حل مسايل به وجودآمده با همسر،  دوستان و همكاران خود مشكل دارند. از آنجا كه آنها فاقد اين مهارت‌ها مي‌باشند؛ و يا مهارت‌هايي را كه دارند مورد استفاده قرار نمي‌دهند،  تعارضات بين‌فردي بيشتري دارند و فرصت‌هاي كمتري براي ايجاد شرايط پاداش‌بخش براي خود فراهم مي‌كنند.

5- نياز‌هاي تازه. آيا خواسته‌هاي جديدي داريد كه به شما استرس وارد مي‌آورند؟ انتقال به يك شهر جديد، شروع يك شغل تازه، به‌دنيا آمدن فرزندان يا اتمام يك رابطه و تلاش براي پيدا كردن دوستان جديد؛ مثال‌هايي از مواردي هستند كه مي‌توانند براي بسياري از افراد تنش‌هاي واضحی ايجاد كنند.

6- قرارگرفتن در شرايطي كه فرد احساس درماندگي مي‌كند.  افسردگي مي‌تواند به دليل باقي ماندن در شرايطي باشد كه شما نتوانيد پاداش و تنيبه را كنترل كنيد.  شما احساس غمگيني يا خستگي، از دست دادن علايق و نااميدي مي‌كنيد،  چرا كه باور داريد نمي‌توانيد براي بهتر شدن،  هيچ كاري انجام دهيد. مشاغل غير پاداش بخش و روابط به انتها رسيده مي‌توانند باعث چنين احساسي شوند.

7- قرار گرفتن در شرايط تنبيه مستمر.  اين نوع خاصي از درماندگي است؛ در اين شرايط شما نه‌تنها نمي‌توانيد پاداش دريافت كنيد، بلكه خود را مورد ملامت و طرد شده از سوي ديگران مي‌يابيد.  براي مثال؛ بسياري از افراد افسرده زمان زيادي را با كساني مي‌گذرانند كه به شيوه‌هاي گوناگون آنها را ملامت مي‌كنند يا به آنها آسيب مي‌زنند.

هر يك از عوامل تنش يا فقدان كه در بالا توضيح داده شد مي‌توانند شما را در معرض افسردگي قرار دهند، ولي الزاماً منجر به افسرد‌گي نخواهند شد.  در كنار اين عوامل رفتاري، این روش‌هاي مختلف تفكر هستند که احتمال افسرده شدن را در شما افزايش مي‌دهند.  اگر شما فكر كنيد كه كاملاً مسئول همه‌ي اتفاقات هستيد، هيچ چيز تغيير نخواهد كرد و همه چيز بايد در حد اعلا باشد، بيشتر احتمال دارد كه افسرده شويد. به اين شيوه‌ي تفسير تنش‌ها و فقدان‌ها، «شناخت» مي‌گوييم. شناخت‌هايا افكاري كه شما در مورد خود و محيط خود داريد نوع تفسير شما از اتفاقات را تعيين مي‌كند.  شناخت درماني به‌طور خاص بر شناسايي، ارزيابي، چالش و تغيير اين نگاه به شدت منفي به زندگي، تمرکز دارد.

چگونه تفكر باعث افسردگي مي‌شود؟

روش‌هاي مختلف فكر كردن شما (شناخت هاي شما) مي‌تواند باعث افسردگي شود؛ بعضي از اين موارد در زير توضيح داده مي‌شود:

1- افكار خودكار ناكارآمد. اين‌ها افكاري هستند كه به صورت خود به خودي مي‌آيند و واقعي به نظر مي‌رسند، هر چند آنها منعكس كننده‌ی اداراكات منحرف شده و همر اه با احساسات منفي نظير غمگيني، اضطراب، خشم و نا اميدي مي‌باشند. نمونه‌هايي از برخي انواع اين افكار در زير درج شدند:

ذهن خواني:  «او فكر مي كند كه من يك بازنده ام».

بر چسب زدن:  «من يك شكست خورده ام»،  «او غير قابل تحمل است».

پيشگويي:  «من طرد خواهم شد»،  «من از خودم يك آدم احمق مي سازم».

فاجعه سازي:  « اگر طرد شوم، وحشتناك است، »،  « اگر مضطرب باشم، نمي‌توانم دوام بياورم».

تفكر همه يا هيچ:  «من در همه چيز شكست ميخورم»، «از هيچ چيز لذت نمي‌برم»، «هيچ چيز بدرد من نمي‌خورد»، «اين مهم نيست، چون هر كسي مي‌توانست اين كار را بكند».

2- مفروضات غيرسازگارانه. اينها عقايدي هستند، در مورد آنچه كه شما فكر مي‌كنيد بايد انجام دهيد. آنها قواعدي هستند كه افراد افسرده فكر مي‌كنند،  بايد مطابق آن زندگي كنند.  نمونه‌هايي از آنها را در زير مي‌بينيد.

«من بايد مورد تأييد همه باشم».

«اگر كسي مرا دوست ندارد،  نشانه‌ي اين است كه من دوست‌داشتني نيستم».

«من هيچ وقت نمي‌توانم در مورد كارهايي كه خودم انجام مي‌دهم،  خوشحال باشم».

«اگر در بعضي چيزها ناموفق باشم، من يك شكست خورده‌ام».

«من بايد خودم را به خاطر شكست‌هايم ملامت كنم».

«اگر مشكلي را براي مدت طولاني داشته باشم،  ديگر نمي‌توانم تغيير كنم».

«من نبايد افسرده باشم».

3- ديد منفي نسبت به خود.  افراد افسرده اغلب بر كوتاهي هاي خود تمركز مي‌كنند و درباره‌ي آنها مبالغه مي‌كنند و هر كيفيت مثبتي را كه ممكن است داشته باشند، كوچك جلوه مي‌دهند. آنها خود را غيردوست داشتني، زشت، احمق، ضعيف يا حتي شيطان صفت مي‌دانند.

 


 

درمان شناختي-رفتاري افسردگي چيست؟

درمان شناختي- رفتاري افسردگي،  يك رواندرماني ساختار يافته، عملي و مؤثر براي بيماران مبتلا به افسردگي است.  اين نوع درمان،  به وسيله شناسايي و مشخص كردن رفتارها و الگوهاي تفكري كه باعث ايجاد و تداوم افسردگي مي‌شوند،  اين بيماري را درمان مي‌كند.  اين درمان، بر زمان حاضر، و افكار و رفتارهاي اينجا و اكنون شما تمركز دارد. شما و درمانگرتان با هم به اين موضوع خواهيد پرداخت كه چگونه فعاليت يا كمبود فعاليت با احساس خوب يا بد در ارتباط‌اند. فعاليت‌هايي هست كه شما مي‌توانيد براي داشتن احساس بهتر،  شروع كنيد. هم‌چنين شما و درمانگرتان روش‌هاي غيرواقعي و منفي تفكر كه مي‌توانند باعث احساس افسردگي در شما شوند را بررسي خواهيد كرد. درمان ابزارهايي را در اختيار شما خواهد گذاشت كه به‌وسيله‌ي آنها واقعي‌تر فكر كنيد و بهتر احساس كنيد.

در درمان رفتاري- شناختي، شما و درما‌نگرتان در ابتدا نشانه‌هاي شما و اين‌كه، تا چه اندازه خفيف يا شديد هستند را خواهيد شناخت. از شما خواسته خواهد شد كه فرم‌ها و پرسش‌نامه‌‌هايي را كه به‌طور عيني نشانه‌هاي شما را مي‌سنجند، پر‌كنيد. اين پرسش‌نامه‌ها مي‌تواند شامل پرسش‌نامه‌ي افسردگي بك،  آزمون تطابق زناشويي لاك- والاس يا ساير پرسش‌نامه‌ها باشد. در اولين جلسه‌ي درمان شناختي- رفتاري،  از شما خواسته خواهد شد تا اهداف مورد نظر خود كه مايليد به آنها دست پيدا كنيد؛  نظير افزايش اعتماد به نفس، بهبود در روابط، كاهش خجالت، يا كاهش نا‌اميدي و تنهايي، را انتخاب كنيد. شما و درمانگرتان پيشرفت خود در درمان را با توجه به ارزيابي‌هاي اوليه‌ي نشانه‌ها و حركت به سمت اهداف تعيين شده خود، پي‌گيري خواهيد كرد.

درمان شناختي- رفتاري براي افسردگي چه قدر مؤثر است؟

مطالعات پژوهشي متعددي در دانشگاه‌هاي بزرگ سراسر جهان،  به طور مشخص نشان داده‌اند كه درمان رفتاري- شناختي در درمان افسردگي به همان اندازه‌ي داروهاي ضد افسردگي مؤثر است.

در طي 20 جلسه درمان انفرادي، تقريباً 75% بيماران كاهش واضحی در نشانه‌هاي خود را تجربه مي‌كنند. براساس برخي مطالعات، تركيب درمان شناختي- رفتاري با داروها، تأثير درمان را تا 85%  افزايش مي‌دهد. علاوه بر این اكثر بيماران تحت درمان رفتاري- شناختي،  تا 2 سال پس از پايان درمان، بهبود خلقي خود را حفظ مي‌كنند. در درمان رفتاري- شناختي،  هدف  تنها كاهش نشانه‌هاي بيماري شما نيست، بلكه سعي براين است كه به شما كمك كنيم تا ياد بگيريد چگونه جلوي بازگشت نشانه‌ها را بگيريد.

آيا داروها مفيدند؟

داروهاي مختلفي در درمان افسردگي مؤثر شناخته شده‌اند. اينها شامل پروزاك، پاكسيل، زولوفت، افكسور، توفرانيل، ولبوترين، الاويل، نارديل، پارنات، ليتيوم و ساير داروها مي‌باشند. براي رسيدن سطح دارو به سطوح درماني در بدن شما، حدود 4-2 هفته وقت لازم است. برخي داروها ممكن است عوارض جانبي نامطلوبي داشته باشند. برخي از اين عوارض گذرا هستند و در طي زمان كاهش مي يابند؛ و يا ممكن است با تركيب با ساير داروها كنترل شوند. در برخي موارد از بيماران مبتلا به ا فسردگي شديد خواسته مي‌شود تا با پزشك خود درباره‌ي امكان درمان با تشنج الكتريكي مشورت كنند.

از شما به عنوان بيمار چه ا نتظاري مي‌رود؟

درمان رفتاري- شناختي، مشاركت فعال شما را مي‌طلبد.  در مراحل اوليه‌ی درمان، ممكن است درمانگرتان از شما بخواهد تا هنگامي‌ كه افسردگي تخفيف پيدا كند،  هفته‌اي دو بار مراجعه كنيد. از شما خواسته خواهد شد به منظور ارزيابي افسردگي، اضطراب و ساير مشكلات خود فرم‌هايي را پر كنيد و مطالبي را در مورد درمان افسردگي مطالعه كنيد.

همچنين، در مراجعات بعدي و يا به صورت هفتگي،  درمانگرتان از شما خواهد خواست تا فرم‌هايي را در مورد افسردگي و يا ساير مشكلاتي كه كانون درمان هستند، پر كنيد. درمانگر شما ممكن است تكاليفي را براي منزل، به منظور كمك در تعديل رفتارها،  افكار و روابطتان براي شما معين كند. هر چند بسياري از بيماران متبلا به افسردگي از بهبود خود نااميد هستند، با اين درمان فرصت بسيار مناسبي خواهيد داشت تا ا فسردگي شما تدريجاً كاهش يابد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

نظرات (1)

اخبار و تازه‌ها